تبلیغات
جامعه شناسی - فعالیتهای درس علوم اجتماعی سال چهارم درس1و2

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

شنبه 6 اسفند 1390-06:51 ب.ظ



س 1  :

 

 

مقایسه کنید   (صفحه 1)

 

قرون وسطی

 

حکومت :

 

حکومت ها به شکل فئودالی ،امپراتوری،قبیله ای ،عشیره ای ،شاهنشاهی و....... بود . حکومت وقدرت ارثی بود . پادشاهان برای افزایش قلمروبایکدیگر در رقابت بودند. جنگ وخون ریزی جهت کسب منافع وجودداشت .

دراروپا نوع حکومت فئودالی بود .مقام اربابی ارثی بود واربابان خودشان راازنژاد وخونی متفاوت بامردم می دانستند .حکومت ها به طور مستقیم توسط پاپ وکلیسا تعیین می شدند  یااین که مجبوربودند به نحوی تایید کلیساراکسب کنند. حکومت مبنایی خدایی داشت وپاپ به عنوان نماینده خدا درزمین باید آن را تایید می کرد .حکومت ها به نمایندگی از پاپ قدرت را کسب واعمال می کردند.

در بعضی جوامعه نخستین فرد هر سلسله (امپراتور ،شاهنشاه و......) بااتکابه قدرت نظامی به قدرت می رسید وتوسط گروهی ازافراد حمایت می شد .سمت وی معمولا" به فرزندانش به ارث می رسید ،امپراتوری را توسط اشراف هم پیمان یاحاکمان وفادار به خوداداره می کرد .به جز اشراف بقیه مردم رعیت امپراتوری یارعیت اشراف بودند .

 

رابطه مردم وحکومت :

 رابطه بامردم به صورت حاکم ومحکومی بود.مردم رعیت امپراتور واز نژاد پایین محسوب می شدند .

وضع اقتصادی :

اقتصاد جوامع ،ساده ، بسته وخود بسنده بودند وبه جهت شرایط حمل ونقل ،تجارت به کالاهای خاصی محدود می شد . نوع اقتصاد براساس نظام فئودالیسم بود . این دوران عصر کشاورزی سنتی است .فئودالها صاحب یک زمین بزرگ بودند که رعیت در آن کار می کرد. فئودالها در زمین خود دارای قلعه و برج و بارو بودند. برای  افزایش زمین و قدرت با یکدیگر در رقابت بودند، قلعه را جهت پناه بردن به آن می ساختند. دو نوع رعیت وجود داشت 1-رعیت وا بسته به زمین که با زمین خرید و فروش می شد. او غصه کار نداشت ولی  برای فئودال بیگاری می کرد. 2-رعیت آزاد- که در برابر کارش مزد (بیشتر بصورت جنسی ) می گرفت .

چون مرزهای فئودالی محکم وسخت وبسته بود اقتصاد نیز  بسته بود و مبادلات زیادی  صورت نمی گرفت . فئودال آنچه را که نیاز داشت  در زمینش کشت می کرد.

زندگی اجتماعی :

  واحدهای اجتماعی وابستگی زیادی به یکدیگر نداشتند. شهر نشینی رونق نداشت. ارتباط چندانی با شهرها وجود نداشت . فئودالها برای جلوگیری از جنگ بین خودشان در یک منطقه ی هم زبان،هم  فرهنگ،هم نژادو جغرافیایی مشترک  یک نفر را به عنوان فئودال اعظم  انتخاب می کردند.واووظیفه داشت بین  آنها داوری کند. این فئودال اعظم کم کم بر قدرت خود افزود و شاه شد.

دینی ومذهبی :

 کلیسا بر اوضاع مذهبی مسلط بود،و هر مطلبی که منافع آنها را تضمین می کرد به عنوان مذهب بر مردم تحمیل می کردند. ومردم  بدین ترتیب تابع اوامر کلیسا بودند. حتی فئودالها علی رغم خواست خود باید به کلیسا باج می دادند تا  مردم ناحیه خودش رابرعلیه او به شورش وادار نکنند .کلیسامی گفت کسی غیر از اسقف حق خواندن وتفسیرمتون دینی رانداردوخارج از مسیحیت کسی رستگار نمی شودوهمه مردم از رعیت تاپادشاه رعایای کلیساهستند که رهبری وهدایت آن از طرف خداوند به حضرت عیسی وازطرف اوبه پاپ(عالیترین منصب روحانی کلیسا )واگذار شده است .بدین ترتیب هرکس مطلبی علیه کلیسا بگوید یابنویسد کافر وقتلش واجب است. مردم مسیحی  هم به راحتی این داستان را باور داشتند .پاپ هم بر مسند قدرت نشسته بود وپادشاهی نمی کرد ولی گاهی اوقات باپادشاهان قدرتمند بده وبستان هایی داشتند مثلا بر سر شارلمانی تا ج می گذارد  وشارلمانی به امپراتور مقدس معروف می شود وهمه ملزم به اطاعت از او می شوند وشارلمانی  می کوشد تاتفکر کلیسا وپاپ رادرجامعه نهادینه کند .

علم وهنر وصنعت :

هدف علم شناخت خداوند(معرفت باری تعالی ) وکشف حقیقت بود .روش علمی تجربه ی درونی وکشف وشهود بود .شعبه اصلی علم الهیات بود .هنروعلم درخدمت کلیسابود . فقط مجسمه سازی ونقاشی رونق داشت و فقط مجسمه ونقاشی حضرت مریم ،عیسی ،حواریون واماکن مقدسه ساخته می شد .علوم انسانی درحوزه ماوراءالطبیعه جهت تثبیت وتحکیم اصول کلیسا رونق داشت مثل فلسفه ،اخلاق  الهیات و...    وعلوم تجربی رونق چندانی نداشت .توجه بیشتر به علوم معنوی بود وعلوم مادی از اهمیت برخوردار نبودند .

صنعت رونق زیادی نداشت وفقط در حوزه ساخت ابزارآلات کشاورزی وآهنگری ونجاری رشد کمی داشت .به دلیل توجه به ابعاد معنوی ومادی بودن ابزار ،ساخت ابزار گسترش زیادی  نداشت .

نظامی :

شوالیه ها  نیروهای نظامی بودند واز محدوده فئودالی محافظت می کردند . پس از مرگ پدرورسیدن ارث به برادر بزرگتر برای  ازبین نرفتن نظام فئودالی وشهرت وشوکت خانواده ، سایر فرزندان فئودالها که  کاری نداشتند ودر  شاءن ومقام خود نمی دیدند به  مشاغل دیگر بپردازند ،خودرااشراف زاده دانسته وبه نظامی گری می پرداختند ودرواقع گروهی بودند که درمقابل حقوقی که می گرفتند دربرابر دشمنان فئودال  می جنگیدند .

جمعیت:

  به دلیل افزایش مرگ ومیرها در اثر بیماری وجنگ وقحطی جمعیت رشد چندانی نداشت .

جهان امروز

حکومت :

حکومت مبنایی انسانی ودنیایی یافت .حکومت ها به نمایندگی از ملت ومردم قدرت  را کسب واعمال می کنند .

بیشتر به شکل جمهوری ودموکراسی ومبتنی برانتخاب مردم است .دیکتاتوری کاهش پیداکرده است .

رابطه مردم وحکومت :

 رابطه بامردم به صورت حاکم ومحکومی نیست . مردم تعیین کننده حکومت هستندورعیت حاکم محسوب نمی شوند . مردم می توانند از طریق مجاری قانونی نسبت به تغییر حاکمان اقدام کنند .دولت ها درخدمت مردم هستند .

وضع اقتصادی :

اقتصاد ها پیچیده ،باز وبه یکدیگر متکی هستند . به واسطه گسترش حمل ونقل ،تجارت درزمینه کالاهای متعددی صورت می گیرد .اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد وروابط تجاری وتولیدی بین کشورها است . مرزهای تجاری وبازرگانی بین کشورها در حال کاهش وحذف شدن است . جهان به سمت شکل گیری اقتصاد جهانی پیش می رود .اقتصادها وبازارهای  ملی در حال تبدیل وادغام شدن در اقتصاد وبازارهاری جهانی است.شرکت ها وموسسات بزرگ منطقه ای وبین المللی درزمینه تولید وتجارت وجوددارند .شرکت های چند ملیتی باسرمایه جوامع مختلف درحال فعالیت هستند .

زندگی اجتماعی :

 واحدهای اجتماعی هرچه بیشتر  به یکدیگر وابستگی دارند ودر یکدیگر ادغام می شوند . شهرنشینی به ویژه پس ازانقلاب صنعتی گسترش فراوان یافته است .شهرها بسیار بزرگ شده اند وکلان شهر ها به وجود آمده است . شهرها به هم نزدیک شده اند .

 علم وهنر وصنعت :

 هدف علم کسب سودومنفعت بیشتر ودرنتیجه افزایش قدرت انسان است  .روش علمی مشاهده وتجربه است .شعبه  اصلی علم ،علوم طبیعی است . صنایع بزرگ شکل گرفته اند .تولیدات درزمینه های مختلف صنعتی شده اند . علوم فیزیکی ومادی که امکان تسلط بیشتر انسان بر طبیعت را فراهم می کنند گسترش وتوسعه یافته اند .مردم امکان بیشتری برای کسب علم ودستیابی به اطلاعات دارند . به علومی که جنبه معنوی انسان راتقویت می نماید کمتر توجه می شود .هنر در زمینه های مختلف رشد یافته است وبعضا به ابتذال گرائیده است . 

 نظامی :

 سرمایه گذاری فراوانی در تولید سلاح به ویژه سلاح های کشتار جمعی می شود .بمب های هسته ای وسلاح های کشتار جمعی زیادی ساخته شده است  – سلاح های دوربرد وباتخریب وسیع وجوددارد

 جمعیت :

 

 به دلیل پیشرفت در علم پزشکی وامکان تهیه مواد مختلف غذایی در سطح وسیع وفراوان ، جمعیت به صورت تصاعدی افزایش یافته ومساله  انفجار جمعیت  رابه وجود آورده است .

 

فرهنگ  :

 

انحطاط اخلاق انسانی – توجه زیاد به مادیات وتوجه کمتر به معنویات – رشد پوچ گرایی  ازجمله مسایل تهدید کننده هستند وهر لحظه امکان مرگ کره زمین را دارد.

 

دانشمندان وعلما دغدغه هایی همچون شبیه سازی انسان ومخاطرات جنبی ناشی از انحطاط واخلاق وسوء استفاده ازاین پیشرفت وبه انحطاط کشیده شدن  جامعه انسانی رادارند .

 

 

 

 بررسی کنید   (صفحه 8)

 

1- خبر : افزایش تحریم ها علیه ایران

            فعالیت : تلاش برای وادارکردن دولت ها وشرکت ها برای قطع روابط باایران

            توسط : آمریکا ،فرانسه و....

           هنجار : پرهیز از هرگونه مبادله باایران

           ارزش یابی : فراتر از نظام های اجتماعی دولت ملت ها است وبه نظامی فراتر وبزرگتر مربوط می شود .( منبع : روزنامه ایران 24شهریور 1386)

 

 

 

2- خبر : کوفی عنان(دبیر کل سابق سازمان ملل متحد) : رفتارهای آمریکاوفرانسه نهادهای بین المللی را  تضعیف می کند

            فعالیت : رفتارهای دولت های قدرتمند یرای تضعیف نهادهای بین المللی 

            توسط : آمریکا ،فرانسه

            هنجار : ضعیف ساختن موسسات بین المللی وبهره گیری به نفع خود 

           ارزش یابی : فراتر از نظام های اجتماعی دولت ملت ها است وبه نظامی فراتر وبزرگتر مربوط می شود .( منبع : روزنامه ایران 24شهریور 1386)

 

 

          

3- خبر : برنامه های روز جهانگردی دراصفهان

            فعالیت : تهیه وتنظیم برنامه برای روز جهانگردی 

            توسط : شهرداری وسازمان گردشگری

            هنجار : برنامه نویسی برای توسعه جهانگردی وجلب جهانگردان 

           ارزش یابی : داخل  نظام اجتماعی دولت ملت ها است. با دولت های ملت های دیگر نیز ارتباط پیدا می کند . ( منبع : روزنامه ایران 28شهریور 1386)

 

 

4- خبر : تلاش غیر قانونی آمریکا برای دورزدن آژانس اتمی درباره ایران 

            فعالیت : فعالیت برای رسیدن به اهداف خود خارج از چارچوب مقررات آژانس 

            توسط : آمریکا

            هنجار : حرکت نکردن درجهت خواست آژانس به دلیل این که تصمیمات  آن به نفع      آمریکا نیست . 

           ارزش یابی : فراتر از نظام های اجتماعی دولت ملت ها است وبه نظامی فراتر وبزرگتر مربوط می شود .( منبع : روزنامه ایران 25شهریور 1386)

 

نتیجه کلی :  برخی از هنجارها مربوط به یک دولت ملت وداخل کشور است وبرخی از هنجارها فراتر از دولت ملت ها است ونظامی بزرگتر (جهانی ) را دربر می گیرد .

 

 

 

 

 

درس 2

 

 

فکرکنید وپاسخ دهید  (صفحه 9)

 

رشد وافول امپراتوری ها

 

شناخت علل رشد وافول امپراتوری ها درحوزه فلسفه تاریخ است وبه سنتها یاقوانین حاکم بر تاریخ معروف است یعنی این علل در هر امپراتوری به وجود آید سقوط می کند واین شرایط موجب شکل گیری امپراتوری می شود .

 

علل شکل گیری امپراتوری ها:

 

 1-هرج ومرج – ازهم گسیختگی – نبودحکومت وقوانین دریک منطقه انسانی  .دراین بین فردیاافرادی ازتوانایی های فکری ،جسمی و... استفاده کرده وپایه گذار حکومتی مقتدر می شد واگر جانشینان او لیاقت ودرایت اورا داشتند امپراتوری گسترش ودوام می یافت

 

2-موقعیت جغرافیایی یک منطقه از نظر در آمد ،معادن ،کشاورزی ،بازرگانی ( به عنوان مثال کسی سراغ عربستان یا صحرای گبی نمی رود )

 

3- روحیات وفرهنگ مردم آن منطقه است که آیا پذیرای حکومت وامپراتوری هستند یا مثل عرب ها زندگی دربیابان راافتخار وخودراازبقیه برتر می دانستند  ونمی توانستند قبیله دیگررادرکنار خود  تحمل کنند .دربین مغول های آواره یک فرد مقتدر پیدامی شود که باکمک زور واستبداد وبعدازمدتی آشنایی بافرهنگ چین وایران وکسب تجربه ،مغول های قبیله ای را تحت لوای خوددرمی آورد وامپراتوری مغولان را تشکیل می دهد .

 

علل سقوط امپراتوری ها

 

1- مشکلات مالی : نیازروزافزون به منابع انسانی ومالی برای حفظ وگسترش امپراتوری وتجمل گرایی موجب نیاز مالی بیشتر واخذ مالیات زیادتر ازمردم می شد ودرنتیجه روندتوسعه ورشدرا متوقف می کرد .

 

2- حمله خارجی : گاهی یک حمله خارجی روند افول امپراتوری را تسریع می نمود . هجوم اقوام بیگانه به قلمرو یک امپراتوری خصوصا این که این حمله هنگام ضعف آن امپراتوری باشد مانند حمله اسکندر مقدونی درزمان داریوش سوم.

 

3- عدم مقبولیت مردمی(نداشتن مشروعیت ) .درنتیجه ظلم وجوروبی عدالتی حاکمان ،محبوبیت آنهادربین مردم ازبین رفته ومردم باآنها همکاری نمی کردند .به عنوان مثال تاشمشیرچنگیزبرسرمردم بود آنها از ترس کشته شدنشان مجبوربه اطاعت بودند ولی بعدازمرگ چنگیز واختلاف بین جانشینان وکاهش فشارشمشیر مردم فرصت نفس کشیدن پیداکردند ونهضت سربداران شکل می گیرد .جانشینان تیمور یاآغامحمدخان یاحتی رضاشاه آن استبداد ونفوذ کلام بنیانگذار حکومت را نداشتند ،مردم ازجانشینان نادر حساب نمی بردند .آن ترسی که فرماندهان از نادر داشتند ازهمدیگر نداشتند .

 

4- بی لیاقتی وعدم کفایت ودرایت جانشینان دریک امپراتوری همانند جانشینان داریوش وکورش

 

5- نفوذ افراد سودجووفرصت طلب به عنوان مشاور ،معاون ،وزیر ،مفتی ،موبد یاحتی زنان سوگلی حرمسراها،خصوصا"اینکه حاکم فردی ضعیف وکم اراده همانند شاه سلطان حسین صفوی باشد. این گونه افراد جهت رسیدن به منافع خود ،مملکت ومردم وحتی خانواده خودرا هم می فروختند مانند وثوق الدوله .این گونه افراد گاه وبیگاه با دشمن ساخت وپاخت کرده وامپراتوری رابه باد می دادند.

 

6-فاصله گرفتن حکومت ازمردم .

 

   

بررسی کنید  (صفحه 18)

 

 

چراعلم وصنعت بین مسلمانان روبه افول نهاد؟

 

جهان اسلام در دوره ای که اروپا در قرون وسطی دست و پا می زد ، پیشتاز دستاوردهای علمی در جهان بود. اما به تدریج جایگاه تولیدکنندگی علم را به نفع غرب از دست داد و نتوانست همپای تحولات جهان از جمله انقلاب صنعتی پیش رود.

 

 تجربه اسلامی شامل دوره طلایی در خلال قرن دهم تا سیزدهم ، نزول ، نوزایی نسبی در قرن نوزدهم و سرخوردگی در قرن بیستم است. کاستی علم و فناوری مسلمانان به خصوص از این بابت عجیب است که مسلمانان هزار سال پیش در علم و فناوری سرآمد بوده.

 

دوره طلایی ( سالهای 900 تا 1200 میلادی ) - این دوره تقریبا" اوج گیری علم مسلمانان بود که در بغداد ، دمشق ، قاهره ، قرطبه و شهرهای دیگر شکوفا بود. در رشته هایی مانند طب ، گیاهشناسی ، ریاضیات ، شیمی و فیزیک نور پیشرفتهای قابل توجهی کسب شد . درحالی که میان مسلمانان و چینی ها بر سر راهبری علم رقابت وجود داشت ، اروپای مسیحی بسیار عقب بود. این دوره طلایی قطعا" رنگ و بوی اسلامی داشت ، چون در جوامع عمدتا" مسلمان رخ داد اما آیا به اسلام مربوط بود ؟ کشورها رسما" اسلامی بودند و حیات فکری درچارچوب محیط اسلامی جریان داشت . برخی اندیشمندان  ، اسلام را موتور محرکه انقلاب علمی مسلمانان در زمانی می دانند که حکومت اسلامی در اوج قرار داشت.

 

در اوایل قرن سیزدهم ، تدریجا" اوضاع خراب شد . در این هنگام بود که مسلمان در جازدند و اروپایی ها جلو افتادند. افول علم ناشی از عوامل بسیاری بود ، از جمله از بین رفتن شبکه های آبیاری و کشاورزی گسترده ، تهاجم مغول و حملات به آسیای مرکزی ، بی ثباتی سیاسی و ...

 

یکی اززمینه های رشدعلم وهنر امنیت است .فکر هنرمند ،صنعت گر ودانشمند باید آزاد از هرنوع ناایمنی باشد تابتواند فعالیت کند .تسلط بنی امیه وبنی عباس وکوته فکری حاکمان آنها وایجاد ناامنی دربین مردم مانع پرداختن افراد به کسب علم می شد .مثلا درایران با شکل گیری حکومت های نیمه مستقل مانند سامانیان وایجاد امنیت زمینه جهت رشد علم وصنعت فراهم گردید ،کتابخانه ها دائر شد ، رصدخانه ها احداث گردید ودانشمندان مختلفی مانند خواجه نظام الملک پیداشدند ولی باهجوم ترکان وخصوصا مغولان زمینه رشد علوم وصنعت ازبین رفت .اگر افکار واندیشه های دانشمندان بااهداف وخواسته های حاکم منافات داشت مهر زندقه وکفر به آنها زده می شد وبه قتل می رسیدند مانند حسنک وزیر .

 

 

 

عوامل عمده موثر در عدم رشد علم دربین مسلمانان :

 

1- وجود حکومتهای غیر دموکراتیک در کشورهای مسلمان است. حکومتهای حاکم درکشورهای اسلامی با پشتوانه غرب جلوی رشد فکری عمومی را گرفته بودند ( امری که هنوز اعمال می شود ) .

 

 2- نقش بازدارنده غرب که جلوی رشد علم درجهان اسلام راگرفت .

 

 3-عدم توجه به پژوهش در کشورهای اسلامی است که متاسفانه هنوز تا حد زیادی صادق است.

 

4-عدم تناسب بین جمعیت و پژوهش .

 

5-حکومتهای استبدادی و بودجه اندک موانع مهمی بر سر راه شکوفایی مجدد علم و فناوری در جهان است .

 

6- از بین رفتن شبکه های آبیاری و کشاورزی گسترده

 

7-تهاجم مغول و حملات به آسیای مرکزی

 

8-بی ثباتی سیاسی

 

9-صنعت مسلمانان برگرفته از سنت  ها نبود وبا گذشته پیوند محکمی نداشت

 

10- عدم وجود امنیت کافی برای دانشمندان جهت پرداخت به علوم مختلف

 

چنددستگی مسلمانان وتضعیف شدن آنها

 

اگر مغولان حمله نمی کردند :

 

مسلما اگر سیل نیاید وبه باغ خسارت نرساند رشدوآبادانی باغ دچار مشکل نمی شود . مغول ها همه چیز راازبین بردند حتی قنات هاراپرکردند،خیلی از دانشمندان ،صنعتگران وهنرمندان راکشتند وبسیاری از آنها فرارکردند.کتابخانه هارا سوزاندند .آثار علمی وهنری راازبین بردند   .علت اصلی ،ترس  از پشت سربود،می خواستند مطمئن شوند که قیامی ازپشت سر آن هاراتهدید نمی کند .بعدازسقوط مغولان ایرانیان  باید ازصفر شروع می کردند زیرا  هزینه های زیادی را متحمل شده بودند وبودجه  سنگین وزمان بسیار زیادی باید صرف بازسازی می شد . به علاوه اینکه بسیاری از امپراتوری ها به واسطه مشکلات داخلی ودرگیری های داخلی وخارجی موجبات زوال وافول صنعت را فراهم می کردند .درنتیجه حمله مغول یکی ازعوامل مهم افول علم دربین مسلمانان است .

 




تاریخ آخرین ویرایش:شنبه 6 اسفند 1390 06:57 ب.ظ